فکر کنم بهترین چیزی که نو شدن سال برای من به دنبال دارد، مستی طبیعت است، این را از همه چیز سال نو بیشتر دوست دارم. دیروز، صبح اول فروردین 89 از پنجره که به بیرون نگاه کردم بی اختیار این ضرب المثل در ذهنم زنده شد: سالی که نکوست از بهارش پیداست!. گرچه برای قضاوت در مورد کیفیت بهار امسال زود است و اصولن جوجه را آخر پاییز می شمارند! ولی این برف شدید اول صبح نشان داد که "سر اومد زمستون" برای امسال مصداقی ندارد! این بهار زمستانی شبیه حال و هوای خود من هم هست... به هر حال من شکایتی ندارم، سرما را دوست دارم و با هوای لطیف برف و بارانی هم میانه ام بد نیست،بهار هم فرا خواهد رسید...
پ.ن:
- چند سالی است که دیگر از دید و بازدیدهای عید خوشم نمی آید!
- سر اومد زمستون یکی از پر بیننده ترین پستهای "روزها" در سال88 بود (729 بازدید)!
پ.ن (ویرایش شده در سال90):
- سر اومد زمستون یکی از پر بیننده ترین پستهای "روزها" در سال 89 بود (2350 بازدید)!
نه این برف را سر باز ایستادن نیست... (شاملو)
...
بازم تسلیت! امیدوارم روزای شادی رو در پیش داشته باشی.
ممنونم رفیق، منم برات روزای خوبی رو آرزو می کنم.
چرا تسلیت؟ چی شده مگه؟!!!...