«تحقق بخشیدن به افسانه ی شخصی یگانه وظیفه ی آدمیان است. همه چیز تنها یک چیز است. و هنگامی آرزوی چیزی را داری سراسر کیهان همدست می شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.»*
دیشب باز شبیه همان خواب را دیدم. مثل همه ی خواب های این چند سال، تکراری و غم انگیز. می گویند در خواب خواسته ها و آرزوهای اجابت نشده ی آدمی اجابت می شوند، اما در خوابهای من آرزوهایم مثل زمان بیداری هرگز اجابت نمی شوند! گویی سراسر کیهان همدست شده اند تحقق بخشیدنی در کار نباشد.
امروز به این می اندیشم که حتما آرزویی دقیقن بر خلاف آرزوی من وجود دارد که سراسر کیهان همدست شده اند تا آن تحقق یابد! در این میان مشخص شد سراسر کیهان هم بی طرف نیست و تمایلات شخصی خود را در تحقق بخشیدن به آرزوهای آدمیان دخالت می دهد! بی جهت نیست که تا کنون فقط به آرزوی تو رسیدگی کرده و آرزوی من را به هیچ کجای خودش نگرفته است! من تو را آرزو کردم و تو آروز کردی من در کنارت نباشم! حالا می فهمم که چرا خوابهایم انقدر واقعی هستند...!
* کیمیاگر، اثر پائولو کوئلیو، برگردان: آرش حجازی
شاید آرزوی تو همونی باشه که تو خواب می بینی!
این یه نظر هوشمندانه است و از یه جهتی می تونه درست باشه، اما من محتوای خواب، آرزو و ... نگفتم، بر اساس محتوا این نظر درست نیست! :-)
برای این پایینی اینجا می نویسم:
ما هم خودمان را به نفهمی می زنیم تا بترسیم و اول تر نباشیم برادر! غمگینی قصه اینجاست
موافقم!