خیال خامی است اگر بیراهه نرفته باشم. آزادی را می گویم، از جنس معمولش در ادبیات سیاسی، اجتماعی، و عوام گونه اش. توهمی آرمان گرایانه و شاید دست آویزی عقل فریبانه. به هر کجا بنگری اندشه ی دست یافتن به آن از میان باورهای به زنجیر کشیده شده را میبنی! چه دلچسب و شیرین! شاهکار هنر و اندیشه ورزی است این آزادی که علمدارانش به خود قداره می بندند!٬ می بندند و می خندند!...
"در اندیشه ماهیان مرداب دریا اوج رهایی است، و دریا را ماهیانیست که در اندیشه ی اقیانوس رهایی٬ قفل زندان می شکنند! "
آخرین اخبار ایران و جهان در بزرگترین آرشیو خبری در ایران. خبر+عکس. :: اخبار را در www.moroorgar.com حرفه ای بخوانید ::
دوست عزیز وبلاگنویسم خسته نباشید...واقعا وبلاگ زیبا و نوشته های خواندنی و جالبی دارید از این رو خوشحال میشم به کلبه ی محقر و کوچک منم یه سری بزنید و من رو هم با حضورتون خوشحال و مستفید کنید.
منتظرم و خدانگهدار
به هر حال هر چه هست آخرش میدان آزادی هم یک بازه نسبتا محدود است....این را قبول دارم.......ولی آزادی در آن بازه هم گاهی گرفته می شود از نوع آدمی و در طلب آن بازه نسبتا محدود هم بودن و برایش جنگیدن از دید من خالی از ارزش نیست ابدا!
کجایی تو یوسف؟!
چرا آپدیت نمی کنی؟؟؟؟؟
هی گلابی پس کجایی؟
مگر نمی دانی که ما را بسی دل تنگ است برای تو؟....